چه کسانی نباید ازدواج کنند

چه کسانی نباید ازدواج کنند

مشخصا برخی افراد مجرد می مانند زیرا خودشان این سبک زندگی را انتخاب کرده اند. تنها علت این است که آن ها در این دوران از زندگی خود جذب فرد خاصی نشده و علاقه مند به ورود در رابطه ای جدی نیستند. برخی دیگر مجرد هستند و علت آن شرایطی است که در زندگی خود دارند. آن ها شاید در رابطه ی بزرگ و مهمی شکست خورده اند یا مرتبا با افراد مختلف دیدار می کند تا بهترین فرد را پیدا کرده و هنوز هم کسی که بتوانند خوب با او سازگار و مطابق باشند را نیافته اند. هدف از این مقاله نیست که بخواهیم همه ی این مردان و زنان را در یک دسته بگذاریم. با این وجود برای برخی افراد، خصوصا کسانی که بیشتر از سی سال سن دارند و به دنبال پاسخ این هستند که چرا من هنوز مجرد هستم، در اینجا پاسخ هایی غیرمتعارف اورده شده است که می توانید به آن فکر کنید.

وقتی صحبت از دیدار فردی جدید و یک رابطه می شود شاید به سادگی حس کنید در این رابطه شما قربانی شده اید. به هر حال ممکن است افراد دیگر به نظر شما ظالم باشند. شما آسیب دیده اید و همیشه تقصیر با شما نبوده است. تا حدود زیادی این خود ما هستیم که دنیایی که در ان زندگی می کنیم را می سازیم، البته خودمان تا حد کمی نسبت به این موضوع آگاه هستیم. در حقیقت ما می توانیم انتخاب کنیم که شرایط خود را به چشم یک فرد قربانی ببینیم یا اینکه هدف گرا بوده و به دنبال چیزی که نمی توانیم یا نمی خواهیم نرویم. شما می توانید به راه های بی شماری فکر کنید که واکنش هایتان روی دیگران اثر گذاشته اند، حتی واکنش های منفی. خوب اگر قصد ازدواج کردن دارید باید با کدام چالش های درونی خود روبه رو شده و بعد تصمیم بگیرید آیا باید مجرد بمانید یا امادگی ازدواج کردن را دارید؟

  • حالات تدافعی دارید.

اغلب افراد در روابط بین فردی شکست را تجربه کرده اند.با گذر زمان و داشتن تجربیات دردناک، همه ی ما در خطر هستیم که کمی تلخ شده و حالت تدافعی به خود بگیریم. این روال زمان زیادی بعد از آنکه آشنایی خود با افراد مختلف را آغاز می کنید شروع خواهد شد، از همان دوران کودکی، وقتی که تعاملات و محرک های دردناک باعث می شود دور خودمان دیوار کشیده یا جهان را از فیلتری عبور دهیم که می تواند در دوران بزرگسالی تاثیری منفی روی ما داشته باشد. این تغییرات می توانند باعث شوند بیش از حد مراقب خودمان بوده و شخصی بسته و سخت گیر شویم. در روابطی که در بزرگسالی داریم در برابر اینکه سریع با دیگران رابطه برقرار کرده یا بتوانیم با کسی راحت باشیم مقاومت می کنیم.

برای مثال اگر شما توسط والدین یا پرستارانی بزرگ شده باشد که افرادی سرد یا غافل هستند شما با عدم اطمینان به محبت های دیگران بزرگ خواهید شد. ممکن است به کسانی که علاقه ی زیادی به شما نشان می دهند شک کنید و به دنبال آن در جست و جوی روابطی هستید که محرک هایی از گذشته را برای شما بازسازی می کنند. کار ساده ای نیست که ببینید چه زمانی حالت تدافعی به خود گرفته اید. برای کسانی که اینگونه شخصیتی دارند بهتر است اصلا وارد هیچ رابطه ای نشوند، زیرا نمی توانند گرم و صمیمی باشند.

  • جذب روابط ناسالمی می شوید.

وقتی شخصیتی تدافعی دارید می خواهید برای خود شریکی را پیدا کنید که کمی پایین تر از سطح ایده آل باشد. ممکن است با انتخاب کردن کسی که زیاد عاطفی و گرم نیست رابطه ی ناسالمی را شروع کنید. از آنجایی که این فرایند کاملا بدون اگاهی و عمد است برای شکست در این رابطه همسر خود را مقصر خواهید دانست. ممکن است حس کنید به خاطر طرد شدن های مکرر و پاسخ های منفی خرد شده اید اما نمی دانید علت اصلی را باید در این الگوی رفتاری جستجو کنید.

چرا ما این کار را می کنیم؟ علل آن پیچیده بوده و اغلب بر اساس ترس های ما از صمیمیت زیاد هستند. افرا زیادی به طور ناخوداگاه تمایل دارند وارد روابطی شوند که افکار انتقادی که زمان زیادی در مورد خودشان داشته اند را تقویت کرده و به نوعی نمایشی از جنبه هایی از دوران کودکی شان باشد. شاید این کار سخت باشد اما شکستن الگوهای قدیمی می تواند باعث شود بتوانید با اضطراب و احساس ناراحتی خود مبارزه کرده و بتوانید زندگی بهتری داشته و وارد محیطی با عشق بیشتر شوید.

ترس ما از شریک شدن با کسی با تصوری که قبلا از خودمان ساخته ایم و شروع به دیدن خود به عنوان سمت بهتر کرده ایم با حس راحت نبودنمان در تناقض است و ممکن است محرکی برای اینگونه افکار باشد "فکر می کنی کی هستی؟ تو اصلا فردی عالی نیستی. "این ترس ها می توانند مانع از قوی شدن رابطه شده یا به افراد دیگر جذب نشویم زیرا باعث تقویت افکار منفی ما نسبت به خودمان می شوند. اگر این تجربیات یا احساسات را دارید هرگز وارد ازدواج نشوید.

  • ترس از صمیمیت

اغلب ما وانمود می کنیم که می خواهیم همسری عاشق را برای خود پیدا کنیم اما تجربیات از عشق واقعی، فانتزی های عاشقانه ی ما که از همان اوایل کودکی به عنوان یک مکانیسم حیاتی می اموختیم را از بین برده اند. ما تنها به دنبال کاهش تصویر فردی منفی از خودمان و کم کردن اضطرابمان هستیم.

ترس های ما در حول صمیمیت می تواند باعث نگرانی شود و اگر فردی ما را خیلی زیاد دوست داشته باشد به دنبال دلیلی هرچند غیرمنطقی برای نداشتن رابطه هستیم. ممکن است با انتقاد کردن های زیاد بخواهیم او را به نوعی تنبیه کرده و از خود دور کنیم، حتی به رفتارهای نادرست دست بزنیم، تا اطمینان یابیم آن واکنش های عاشقانه که می گفتیم دوست داریم را دریافت نکنیم. حقیقت این است که اغلب افراد نزدیکی و محبت را تا سطح خاصی می توانند تحمل کند. در تلاش فرد برای رسیدن به سطح عمیق تر، ما لزوما عشقی که به زبان داشتیم را دیگر نمی خواهیم.

  • انتخاب کردن

حالت تدافعی ما حتی باعث می شود بخواهیم بیشتر دیگران را قضاوت کنیم. این موضوع خصوصا زمانی درست است که ما تجربیات بدی را داشته ایم، زمانی که فردی که احساسات قوی به او داشته ایم مقابل ما حالت تدافعی داشته یا ما را به نوعی طرد کرده است. برخی زنان ممکن است اینگونه افکاری را داشته باشند " همه ی مردهای خوب با کسی دیگر هستند " مردان ممکن است فکر کنند " دیگر نمی توان به زنی اعتماد کرد " یا " زنان به دنبال استفاده کردن از پول من هستند " شاید ما توقعات غیرواقعی از فرد مقابل داشته یا از همان لحظه ی دیدار به نقاط ضعف او اشاره کنیم. وقتی جهان را با چشمانی انتقادی ببینیم افراد زیادی را قبل از دادن فرصتی به ان ها از دست خواهیم داد. ما تنها از جنبه ی بد فرد را نگاه می کنیم بدون اینکه فکر کنیم در طولانی مدت چقدر می تواند ما را خوشبخت کند. اگر حس می کنید شخصیتتان اینطور است بهتر است ازدواج را فراموش کنید.

  • عزت نفس کمی دارید.

افراد زیادی هستند که می گویند همین حس را تجربه کرده اند. آن ها باور دارد که یک رابطه ی خوب و کامل را بیشتر از هرچیزی می خواهند اما عقیده ی قوی تری دارند که هیچ کس باارزشی اصلا به ان ها علاقه مند نمی شود. همه ی ما در درون خود صداهایی انتقادی داریم که به ما می گوید چاق هستیم، زشتیم یا خیلی پیر یا متفاوت شده ایم. وقتی به این صداها گوش می دهیم وارد رفتارهایی می شویم که باهث دور شدن دیگران از ما خواهد شد. اگر مجرد مانده اید شاید علت ان چیزهایی نباشد که به خودتان می گویید. نداشتن اعتماد به نفس باعث می شود به ما سیگنال هایی می دهد که در حضور دیگران زیاد در دسترس نباشیم. افراد زیادی به خاطر حس بد نسبت به خودشان برای بیرون رفتن از خانه مشکل دارند. این افراد به دنبال موقعیتی هایی می گردند که شاید در آن کسی ان ها را دیده و جذبشان شود. وقتی جذب کسی می شوند به خاطر اعتماد به نفس کمی که دارند احساسات قوی خود را دنبال نمی کنند. اگر شما هم این مشکل را دارید اول اعتماد به نفس خود را بالاتر برده و بعد به ازدواج فکر کنید.

  • ترس از رقابت کردن

کمبود اعتماد به نفس اغلب منجر به ترس از وارد شدن به رقابت ها می شود. شما به سادگی مقابل دیگران عقب نشینی می کنید، خصوصا وقتی صحبت از ملاقات با فرد جدیدی باشد. وقتی کسی را می بینید که دوستش دارید به سادگی با خودتان فکر می کنید " رقیبم از من بهتر خواهد بود " وقتی می بینیم فرد دیگری به شخص مورد علاقه ی ما حسی دارد به سرعت عقب نشینی می کنیم. شما نمی خواهید با کسی وارد رقابت شوید، خصوصا اگر سنتان بالاتر رفته باشد، و شروع به حمله به خودتان خواهید کرد " وقت تو تمام شده، تو برای این کارهای خیلی پیر هستی "ترس از رقابت کردن باعث می شود نتوانید برای چیزی تلاش کنید. شما می ترسید انتخاب نشده یا مانند یک بازنده دیده شوید. حتی گاه از بردن رقابت ها هم ترس هایی دارید و فکر می کنید به احساسات آن فرد آسیب زده اید یا موفقیت شما باعث خشم فرد بازنده از شما شود. اما باید بدانید اگر به دنبال ازدواج موفقی هستید باید وارد رقابت شوید. در نهایت حس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت و احتمال ساخت رابطه ای با شریگی که لیاقت او را دارید را افزایش خواهید داد.

  • تنهایی و روال های همیشگی

با زیاد شدن سن اغلب افراد می خواهند وارد محدوده ی راحتی و آسایش خودش شوند. زنان مدرن اغلب موفق تر هستند و بیشتر به خواسته های خود می رسند و این برای رشد آن ها بسیار مثبت است. هردو مردان و زنان به دنبال راحتی هستند اما بنا به دلایل مالی و بدنی، زنان ساده تر حبابی اطراف خود می سازند که خارج شدن از آن سخت است. برای ان ها ریسک کردن یا خارج شدن از محدوده ی راحتی شان کار سختی خواهد بود. بعد از یک روز کاری طولانی، اغلب ما دوست داریم پیژامه هایمان را پوشیده و از دنیای پراضطراب و نامشخص دور بمانیم.

علاقه ای که برای خانه ماندن و داشتن حس امنیت داریم به دلیل صدای انتقادی درونی ماست. اغلب این صدا می گوید " امشب را خانه بمان و فقط استراحت کن. تو خودت به تنهایی هم راحت هستی. برای خودت یک لیوان چای بریز و برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه ات را ببین." مشکل این صدا این است که به مرور تبدیل به اینگونه افکار می شود " تو یک بازنده ای، بازهم در خانه تنها مانده ای. تو برای همیشه تنها خواهی بود. تو دوباره جوان نمی شوی و هیچکس جذب تو نخواهد شد" بسیاری از فعالیت هایی که به ما آرامش می داده اند حالا حس بدی می دهند و در نتیجه دیگر نمی خواهیم در زندگی خود ان ها را دنبال کنیم. اگر فکر می کنید نمی توانید از محدوده ی آسایش خود خارج شوید ازدواج را برای بعد بگذارید.

منبع: https://www.psychalive.org/why-am-i-still-single/

توجه: مطالب بخش وبلاگ سایت همکده تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به مشاور روانشناسی یا روانپزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

مرکز مشاوره همکده بعنوان بزرگترین مرکز مشاوره تلفنی روانشناسی کشور ، خدمات مشاوره روانشناختی را بصورت شبانه روزی در زمینه های مشاوره ازدواج ، مشاوره طلاق ، مشاوره فردی ، مشاوره خانواده ، اعتیاد ، مشاوره جنسی ، مشاوره کودکان ، فرزند پروری ، افسردگی ، مثبت اندیشی ، اضطراب و... ارائه می نماید و شما می توانید به روش های مختلف و با حداقل هزینه با کارشناسان ما ارتباط برقرار کنید و از مزایای مشاوره تلفنی بهره مند شوید.

برترین مشاوران و روانشناسان کشور در مرکز مشاوره همکده ، زندگی با نشاط و سلامت روان را برای شما فراهم می کنند.

مزایای مشاوره تلفنی روانشناسی:

1- طرح موضوعات و مشکلات با مشاور تخصصی بدون دغدغه و خجالت

2- دریافت مشاوره در هر ساعتی از شبانه روز

3- صرفه جویی در هزینه ها با حذف هزینه ایاب و ذهاب

4- صرفه جویی در زمان با حذف زمان تردد و ترافیک

5- سهولت دسترسی به خدمات مشاوره

شیوه های ارتباط با ما:

1- ارسال پیامک 20 به 20005555

2- تماس با 99222299 از طریق خطوط همراه اول دائمی بدون نیاز به کد

3- تماس با 02170701070 از طریق تلفن ثابت

4- تماس با 46018654-021 جهت اخذ راهنمایی

قبلی