نشانه های طلاق عاطفی

نشانه های طلاق عاطفی

گاه تصمیم شما برای جدایی بر اساس انتخاب هایی است که بر پایه ی عقل و منطق هستند. برخی اوقات اما طلاق و جدایی یک روال عاطفی پیچیده و خاص عاطفی است. شاید با این وضعیت اشنا باشید زیرا قبلا ان را چشیده اید یا همان حالا در یک زندگی هستید که همین شرایط را دارد یا اطلاعات شما در مورد طلاق و جدایی تنها در حد همان فیلم هایی است که از تلویزیون دیده اید؟

چه خودتان شاهد علامت هایی از طلاق و جدایی بوده اید و چه تنها علائمی را در زندگی دیگران شاهد بوده اید، می دانید انتهای ازدواج گاه می تواند بسیار ناخوشایند و ناراحت کننده باشد. درست مانند آن فیلم های بد و غم انگیزی که دیده اید، همه ی ما می خواهیم بتوانیم از تمامی بخش های بد و کسل کننده ی فرایند جدایی دور باشیم و بتوانیم طوری این روال را اصلاح کنیم تا در انتها حس خیلی بدی نداشته باشیم. متاسفانه هیچکس قدرت حذف مطلق این مشکلات را ندارد. اما می توان کاری کرد که کمتر احساس تنهایی داشته باشید. اگر دیدید جایی در بین روال طلاق قرار دارید باید بدانید شما اولین فری نیستید که تا به حال این راه را رفته است. بیایید نگاهی به ده علت اصلی طلاق در بین زوج ها بیندازیم. دراین مقاله روی علل طلاق عاطفی تمرکز شده است.

می دانیم برخی از شما ممکن است فکر کنید تمامی طلاق ها عاطفی هستند و البته تا حدودی در این رابطه درست می گویید. اما همه ی افراد بنا به دلایل عاطفی تصمیم به طلاق نمی گیرند. درست است که همه ی جدایی ها روی احساسات ما اثر دارند اما برخی دلایل دیگر نیز برای جدایی وجود دارد مانند مسائل مالی، دوری یا موارد اعتقادی. این ها نگرانی های عقلانی و فکری هستند. این موارد کاملا محسوس می باشند. کاهی این نگرانی ها باعث می شوند زمانی که مورد قضاوت، سوال یا حتی همدلی دیگران قرار می گیرید راحت تر بتوانید به جدایی برسید.

با طلاق عاطفی، همه چیز کمی مرموزتر خواهد بود. شاید به دوستان و خانواده ی خود گفته باشید که شما افراد متفاوتی شده اید اما آن ها به شما نگاه کرده و می گویند مانند قبل هستید. شما می خواهید به ان ها توضیح دهید که پشت درهای بسته ی زندگی تان چه اتفاقی می افتد و چقدر همه چیز متفاوت از بیرون است – بحث ها و اختلافاتی که باهم دارید. اگر برای شما نیز قضیه همین طور است این مقاله را بخوانید.

طلاق عاطفی می تواند چالش برانگیز و شکننده بوده حتی باعث جدایی عاطفی شما از همسرتان شود.

  • افراد متفاوتی شده اید.

این اتفاق به مرور زمان می افتد. گاه شما در کنار هم رشد می کنید و گاه از هم دور می شوید. شاید روزی هردو طرفدار شعر بوده اید و تمامی برنامه های تلویزیونی مورد علاقه تان را در کنار هم می دیدید و حالا به ندرت پیش می آید تا بتوانید زمان با کیفیتی را در کنار هم بگذرانید. علایق هردو شما تغییر کرده اند و دیگر چیز زیادی ندارید که در مورد آن حرف بزنید یا کار مشترکی که بتوانید با هم انجام دهید. سخت است بتوانید در مورد کسی که دیگر مانند روزهای اول ازدواجتان نیست فکر کنید – وقتی او تبدیل به کسی شده است که شما با اولین دیدارها اصلا شباهتی نمی بینید. این اتفاق افتاده است. هیچ چیز باعث ان نشده اما یک روز شما بیدار شده و از خودتان می پرسید " این غریبه چه کسی هست و من چطور زمانی عاشق او شده بودم؟"

  • خیانت کردن، این نیز موضوعی عاطفی است.

خیانت در بخش فیزیکی بدن اتفاق افتاده و می تواند مرتبط با مشکلات موجود میان شما باشد ( مثلا فاصله گرفتن یا عدم تطابق جنسی ) اما این اتفاق به قلمرو عاطفی نیز به نوعی مرتبط می شود زیرا می تواند حسی که شما نسبت به همسرتان دارید را عوض کند. حتی اگر بخواهید به او شانس دیگری دهید و با هم روی این موضوع کار کنید، اما بازهم آسیب عاطفی ایجاد شده است. مسائل مرتبط با اعتماد ( موضوع دیگری که می تواند دلیلی برای جدایی بوده و ارتباط قوی با احساسات دارد ) نیز حالا نمودار شده و شاید شما دیگر هیچوقت نتوانید دوباره به همسر خود اعتماد کنید.

  • کمبود صمیمیت (نه فقط جنسی)

همسرتان دیگر در مورد روزی که داشته با شما حرف نمی زند و صحبت هایی که با شما دارد تنها محدود به پاسخ مثبت یا منفی به سوالی است که از او می پرسید، مثلا برای شما پیتزا دوست دارد یا نه. امیدها، رویاها و آرزوهایی که زمانی باهم در میان می گذاشتید به نظر می رسد دیگر موضوع صحبت های شما نیست. شاید این مورد وارد رابطه ی جنسی شما نیز شده باشد، البته همیشه اینطور نیست، و این می تواند کمبود صمیمیت شما را بدتر کند. اگر حس می کنید همسر شما گوشه گیر شده و هیچ کاری از جانب شما نمی تواند این صمیمیت را برگرداند احتمالا کاری نیست که بتوانید برای نجات دادن ازدواج خود انجام دهید.

  • خشم و رنجش

همسرتان خودروی جدیدی خریده در حالی که شما برای پرداخت هزینه های دخترتان مشکل دارید. شما در کارتان ارتقا گرفته اید و درامدتان از همسرتان خیلی بیشتر شده است و به نظر می رسد او از این موضوع ناراحت می باشد. به نظر می رسد فکر می کند تمام مهارت ها به طور اتفاقی برای شما پیش امده و جملات خوبی در این مورد نمی گوید. حسادت و خشم در یک رابطه می تواند ان را واقعا از بین ببرد و وقتی یکی از زوج ها یا هردو اینطور باشند رهایی از این حس در بین ان ها کار دشواری خواهد بود. داشتن این خشم و رنجش در بین شما نمی تواند ازدواج موفق  رابطه ی عاشقانه ای را همراه داشته باشد.

  • مرتبا بحث های داغی باهم دارید.

خیلی خوب است اگر بتوانید بعد از کار وارد خانه ای آرام و ساکت شوید که همسری مهربان در ان حضور دارد که حامی شماست. اما اگر شما و همسرتان برای هرچیزی باهم بحث دارید حتی تصر این محیط پرارامش برای شما سخت خواهد بود. بسیاری از اوقات اینطور بحث ها را با علاقه ی شدید اشتباه می گیرند و البته باید بدانید بحث ها نشانه ای هستند که شما باید روی تفاوت ها در رابطه ی خود کار کنید. اما بحث های مکرر، طولانی و داغ که هیچوقت خودشان حل نمی شوند نمی توانند نشانه ای از رابطه ای شاد یا سالم باشند. از همه بدتر،اینکه مرتبا با همسر خود که باید در زندگی شما همراه و تکیه گاهتان باشد در حال جنگ بمانید باعث می شود از نظر عاطفی از هر حسی خالی شده و نتوانید برای این رابطه تلاش کنید.

دخالت در زندگی دیگران | مرکز مشاوره همکده

  • عدم صداقت (جدا از خیانت کردن)

برخی افراد ذاتا دروغگو هستند و گاه ما با کسی ازدواج می کنیم که فکر می کند ایرادی ندارد همیشه دروغ های ریزی بگوید. در حالی که سطح این عدم صداقت ممکن است در هر رابطه و حتی در بین هر دو زوجی متفاوت باشد اما علائم مشخصی وجود دارند. اگر نمی توانید برای پرداخت به موقع قبض ها به همسر خود اعتماد کنید و یا اینکه پول خود را جای دیگری خرج نکند،  یا می دانید همسرتان قول هایی می دهد که هیچوقت به آن عمل نخواهد کرد، شما مشکلی اساسی در مورد اعتماد در رابطه ی خود دارید – مشکلی که روی احساسات بین شما نیز اثر می گذارد. موضوع اینجا تنها عدم اعتماد داشتن نیست بلکه تظاهرات اشتباهی است که باعث امید بیهوده در شما می شود که ممکن است او زمانی تغییر کند و البته اغلب از هر ده مورد نه مورد آن ها باعث ناامیدی خواهد شد.

  • حسادت و عدم امنیت

شاید این مورد یادآوری از مشکلات در اعتماد کردن باشد اما حسادت و عدم امنیت موضوعاتی متفاوت هستند. اگر همسرتان مرتبا از شما می پرسد چرا با او هستید و از شوخ طبعی خود به عنوان راهی برای سوال کردن در مورد تعهد شما به این رابطه استفاده می کند ( مثلا چرا با من ازدواج کردی؟ من خیلی ادم بدی هستم) ممکن است شاهد نشانه هایی از حسادت در پایان این راه باشید. این حسادت تنها مرتبط با زمانی نیست که با دوستان یا همکاران خود می گذرانید – حتی می تواند منتهی به توجهی شود که به خانواده ی خود دارید و باید تمام روز خود را صرف کنید تا به ان ها اطمینان دهید دوستشان دارید. این رابطه ارزش حفظ شدن ندارد و می تواند به مرور کاملا بدتر شود.

  • گم کردن خودتان در این رابطه

همسر شما ماهی دوست دارد پس هر جمعه ماهی می خورید. نمی توانید به یاد بیاورید غذای مورد علاقه ی خودتان چیست. شما در مسابقات سبز می پوشید تا از علاقه ی همسرتان حمایت کنید در حالی که تیم مورد علاقه ی خودتان تیم دیگری است. همسر شما باید از این شهر برود و در نتیجه شما باید کار، خانواده و دوستان خود را ترک کنید تا رویای او را دنبال کنید – هیچ سوالی در این مورد نباید بکنید. اما حالا متوجه شده اید که دیگر خودتان را نمی شناسید و زندگی شما ناگهان تنها برای حمایت از همسرتان شده است و نه برای همراه بودن با یکدیگر.

  • رابطه ی شما رضایت بخش نیست در حقیقت برای شما هیچ حسنی ندارد.

هشت ساعت کاری طولانی ای داشته اید و همین حالا دنبال بچه ها رفته و ان ها را به خانه اورده اید. همین حالا هم خیلی خسته اید اما وقتی به خانه می رسید می دانید روزتان تمام نشده است. همسرتان در مورد شام از شما می پرسد اما هیچ تلاشی نمی کند تا به شما کمک کند، با اینکه قبل از شما به خانه رسیده است. او شکایت دارد که لباس های چرک هنوز شسته نشده اند یا آشپرخانه هنوز خوب تمیز نیست اما برای کمک به شما انگشتی تکان نمی دهد. او می خواهد خستگی کارش را در کند و در مورد سختی های کار شروع به حرف زدن می کند در نتیجه مکالمه ی شما تنها در مورد اوست و باعث می شود از نظر عاطفی بار زیادی روی دوش شما مانده و نتیجه احساسات بد و خستگی همراه با شماست. این دیگر یک رابطه نیست شما یک آشپز، پرستار کودک،... شده اید و بیرون از خانه نیز برای تامین هزینه های زندگی باید کار کنید. گاه در این شرایط تنها بودن اصلا چیز بدی نیست زیرا همین حالا هم همه کار را خودتان انجام می دهید.

  • علاقه ی خود به هم را از دست داده اید و دیگر برنمی گردد.

دیگر حس نمی کنید مانند قبل همسر خود را دوست دارید. فکر نمی کنید دیگر بتوانید به عنوان یک زوج با هم بمانید. این اتفاق افتاده است. ایرادی ندارد دیگران را خبردار کنید. برای اینکه در مورد این تصمیم سخت بهترین احساس را داشته باشید شاید بهتر باشید از یک مشاور کمک بگیرید تا ببینید این قضیه می تواند ربطی به افسردگی یا اتفاقات دیگر در زندگی شما داشته باشد، قبل از اینکه همه چیز را تمام کنید. اما اگر حس می کنید دیگر علاقه ای بین شما نیست و برنخواهد گشت چیزی نیست که بخواهید نجات دهید. عشق پایه و اساس یک ازدواج است و اگر از بین رفته باشد و مطمئنید که نمی توانید دوباره یاد بگیرید همسر خود را دوست داشته باشید، زمان آن رسیده تا یا بگیرید چطور می توانید متفاوت از حالا زندگی کنید. باید بدانید گزینه های شما برای تغییر چه هستند.

منبع:  https://sasforwomen.com/emotional-divorce-top-reasons/

توجه: مطالب بخش وبلاگ سایت همکده تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به مشاور روانشناسی یا روانپزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

مرکز مشاوره همکده بعنوان بزرگترین مرکز مشاوره تلفنی روانشناسی کشور ، خدمات مشاوره روانشناختی را بصورت شبانه روزی در زمینه های مشاوره ازدواج ، مشاوره طلاق ، مشاوره فردی ، مشاوره خانواده ، اعتیاد ، مشاوره جنسی ، مشاوره کودکان ، فرزند پروری ، افسردگی ، مثبت اندیشی ، اضطراب و... ارائه می نماید و شما می توانید به روش های مختلف و با حداقل هزینه با کارشناسان ما ارتباط برقرار کنید و از مزایای مشاوره تلفنی بهره مند شوید.

برترین مشاوران و روانشناسان کشور در مرکز مشاوره همکده ، زندگی با نشاط و سلامت روان را برای شما فراهم می کنند.

مزایای مشاوره تلفنی روانشناسی:

1- طرح موضوعات و مشکلات با مشاور تخصصی بدون دغدغه و خجالت

2- دریافت مشاوره در هر ساعتی از شبانه روز

3- صرفه جویی در هزینه ها با حذف هزینه ایاب و ذهاب

4- صرفه جویی در زمان با حذف زمان تردد و ترافیک

5- سهولت دسترسی به خدمات مشاوره

شیوه های ارتباط با ما:

1- ارسال پیامک 20 به 20005555

2- تماس با 99222299 از طریق خطوط همراه اول دائمی بدون نیاز به کد

3- تماس با 02170701070 از طریق تلفن ثابت

4- تماس با 46018654-021 جهت اخذ راهنمایی

قبلی